مجتبی گهستونی، روزنامهنگار و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراث آریا در یادداشتی نوشت: انتصاب انوشیروان محسنی بندپی، معاون گردشگری، به عنوان دبیر کمیسیون گردشگری و ایرانیان شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور را نباید صرفاً یک جابهجایی اداری یا اضافه شدن یک مسئولیت جدید به شرح وظایف یک مقام دولتی تلقی کرد. اهمیت این انتصاب در آن است که برای نخستینبار میتواند میان دو حوزه مهم اما تا حدی جدا از یکدیگر، یعنی سیاست گردشگری و ظرفیت ایرانیان خارج از کشور، ارتباطی منسجمتر ایجاد کند.
ایرانیان خارج از کشور فقط جامعهای از گردشگران بالقوه نیستند؛ آنها میتوانند یکی از مهمترین شبکههای طبیعی ایران برای معرفی فرهنگ، تاریخ، هنر، غذا، صنایعدستی و جاذبههای گردشگری کشور باشند. بسیاری از این افراد با جوامع میزبان ارتباط دارند و میتوانند بدون هزینههای سنگین تبلیغاتی، تصویری واقعیتر و انسانیتر از ایران ارائه کنند. از این منظر، هر ایرانی خارج از کشور میتواند در صورت فراهم شدن زمینه مناسب، به نوعی سفیر فرهنگی و گردشگری ایران تبدیل شود.
از «گردشگر» تا «همکار گردشگری»
اهمیت این کمیسیون زمانی بیشتر میشود که نگاه به ایرانیان خارج از کشور از مفهوم صرفاً «گردشگر» فراتر رود. ایرانیان مقیم خارج میتوانند در چند سطح با گردشگری ایران ارتباط برقرار کنند؛ از سفر و بازدید از سرزمین مادری گرفته تا سرمایهگذاری، ایجاد کسبوکارهای گردشگری، معرفی مقصدهای کمترشناختهشده، انتقال تجربه و فناوری، برقراری ارتباط میان فعالان گردشگری ایران و کشورهای محل اقامت و حتی مشارکت در توسعه گردشگری روستاها و مناطق کمتر برخوردار.
بنابراین، اگر سیاستگذاری درست انجام شود، گردشگری میتواند به یکی از ابزارهای مؤثر برای بازسازی ارتباط میان ایران و ایرانیان خارج از کشور تبدیل شود.
دیپلماسی گردشگری؛ مسیری کمهزینه و مؤثر
در شرایطی که تصویر ایران در رسانههای بینالمللی گاه تحت تأثیر اخبار سیاسی و امنیتی قرار میگیرد، گردشگری میتواند روایت دیگری از ایران ارائه کند؛ روایتی مبتنی بر میراث فرهنگی، تنوع قومی و زبانی، معماری، طبیعت، هنر، ادبیات و سبک زندگی مردم.
ایرانیان خارج از کشور در این میان مزیت مهمی دارند؛ آنها هم با فرهنگ ایران آشنا هستند و هم با جامعهای که در آن زندگی میکنند. همین موقعیت دوگانه میتواند آنان را به واسطهای مؤثر برای دیپلماسی فرهنگی و گردشگری تبدیل کند. این کمیسیون زمانی میتواند به نتیجه برسد که صرفاً به برگزاری جلسات و صدور مصوبه محدود نشود. یکی از آسیبهای جدی در سیاستگذاری گردشگری ایران، فاصله میان «تصمیم» و «اجرا» است. کمیسیون گردشگری و ایرانیان باید بتواند موانع واقعی پیش روی ایرانیان خارج از کشور را شناسایی و برای آنها راهحل عملی ارائه کند.
موضوعاتی مانند تسهیل سفر، دسترسی به اطلاعات، سرمایهگذاری، راهاندازی کسبوکار، مشارکت در پروژههای گردشگری، استفاده از ظرفیت تشکلهای ایرانیان خارج از کشور و ایجاد ارتباط میان آنها و بخش خصوصی گردشگری باید در دستور کار قرار گیرد.
از سوی دیگر، نباید تمام ایرانیان خارج از کشور را صرفاً با نگاه اقتصادی دید. بخشی از این جامعه ممکن است توان سرمایهگذاری نداشته باشد اما در حوزههایی مانند پژوهش، فرهنگ، رسانه، هنر، آموزش، فناوری و بازاریابی بینالمللی ظرفیت ارزشمندی داشته باشد.
فرصت برای استانها
یکی از مهمترین کارکردهای این کمیسیون میتواند ایجاد ارتباط میان ایرانیان خارج از کشور و مقصدهای گردشگری استانها باشد. این موضوع برای استانهایی مانند خوزستان اهمیت مضاعف دارد؛ استانی که علاوه بر میراث جهانی، آثار تاریخی، رودخانهها، تالابها، میراث صنعتی، تنوع فرهنگی و ظرفیتهای گردشگری ادبی و دفاع مقدس، جامعه بزرگی از ایرانیان و خوزستانیهای مقیم خارج از کشور دارد.
اگر این ظرفیت به شکل سازمانیافته فعال شود، ایرانیان خارج از کشور میتوانند از مخاطب گردشگری به شریک معرفی مقصد تبدیل شوند.
آزمون واقعی این انتصاب
اکنون اهمیت این حکم در مرحله بعدی آن مشخص خواهد شد: آیا کمیسیون میتواند یک برنامه عملیاتی و قابل اندازهگیری برای ارتباط با ایرانیان خارج از کشور طراحی کند یا خیر؟
موفقیت این کمیسیون را نمیتوان تنها با تعداد جلسات برگزارشده سنجید. شاخصهایی مانند افزایش ورود گردشگران ایرانیان مقیم خارج، پروژههای سرمایهگذاری، رفع موانع، همکاری با تشکلهای ایرانیان خارج از کشور، معرفی مقصدهای جدید و شکلگیری شبکههای گردشگری میتواند معیارهای دقیقتری برای ارزیابی عملکرد آن باشد.
در نهایت، این انتصاب میتواند فرصتی برای عبور از نگاه سنتی به ایرانیان خارج از کشور باشد؛ نگاهی که آنان را عمدتاً مخاطب خدمات کنسولی میدید. اکنون میتوان آنان را به عنوان سرمایه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ارتباطی ایران در نظر گرفت.
اگر این ظرفیت با برنامه، اعتمادسازی، تسهیلگری و مشارکت بخش خصوصی همراه شود، کمیسیون گردشگری و ایرانیان میتواند از یک ساختار اداری به یک اتاق اتصال ایران با شبکه جهانی ایرانیان تبدیل شود؛ و این شاید مهمترین اهمیت این انتصاب باشد.
انتهای پیام/
نظر شما